• galanhost
  • galanhost
  • galanhost
  • galanhost

عـشـق؛ قديمي‌ترين مفهوم بشري

Written by on February 27th, 2012. Posted in اخبار عمومی

شايد بتوانيم از عشق به عنوان قديمي‌ترين مفهوم بشري ياد كنيم و حتي ممكن است گاهي در حيوانات نيز رفتارهايي ببينيم كه بشود آنها را عشق تلقي كرد.

به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه کرمانشاه، در وبلاگي آمده است: عشق از آن واژه‌هايي است كه ابهامات زيادي دارد و تعاريف بسياري از آن كرده‌اند. يكي از مباحثي كه با عشق مطرح مي‌شود، بحث دوست داشتن است و برخي اين دو را يكي مي‌دانند، ولي به نظر مي‌رسد كه عشق چيزي فراتر و بيشتر از دوست داشتن باشد، چراكه ما خيلي‌ها را دوست داريم اما عاشق آنها نيستيم و خيلي‌ها هم هستند كه نسبت به آنها كشش داريم ولي لزوما آنها را دوست نداريم و وقتي نيستند براي ما مهم نيست. به همين دلايل مي‌توانيم بگوييم بين دوست داشتن و عشق تفاوت وجود دارد.

عشق؛ احساس‌ يا هيجان مثبتي است كه اگر انسان تجربه‌اش كرده باشد، آن را دوست دارد. انسان‌ها هم از عاشق شدن و هم از معشوق بودن لذت مي‌برند، چراكه هيجان عشق خوشايند است. برخي عشق را يك پديده ناسالم مي‌دانند و فكر مي‌كنند اين مقوله فرا رفتن يا خارج شدن از هنجارهاست، اما بايد گفت كه هم عشق سالم وجود دارد و هم عشق ناسالم.

انسان‌ها دوست ندارند تنها باشند و اين حس انسان را از تنهايي مي‌رهاند، چراكه تنهايي احساس ناامني به ما مي‌دهد، ولي با كسي بودن و حتي فكر با كسي بودن به ما آرامش مي‌دهد. نياز به صميميت و ارضاي نياز‌هاي عاطفي ما را به سمت ارتباط با افراد مي‌كشاند.

بخش رواني انسان از تفكر و هيجان و رفتار تشكيل شده است و در عشق اين سه باهم به شكل پيچيده‌اي تركيب شده‌اند و كار مي‌كنند. هم جنبه‌هاي شناختي و فكري و هم جنبه‌هاي هيجاني و هم ابعاد رفتاري عشق بشدت اين سه حوزه را درگير مي‌كند و زندگي ما را تحت‌تاثير قرار مي‌دهد.

ما وقتي مي‌توانيم عاشق شويم كه با احساس‌هاي خودشيفتگي و خودفريفتگي‌مان كنار بياييم و بر آنها غلبه كنيم تا بتوانيم به كسي فكر كنيم و او را وارد زندگي خود كنيم. اگر مي‌خواهيم عشق سالم داشته باشيم بايد بتوانيم تنها هم زندگي كنيم. انساني كه مي‌تواند تنها زندگي كند و با تنهايي خود كنار بيايد، بهتر مي‌تواند در روابط خود با عشق وارد شود و اگر كسي تنهايي برايش يك فاجعه باشد، ممكن است در رابطه عاشقانه‌اي ناسالم وارد شود.

عشق قابليت دروني اهداي بخشي از وجود خود به افراد يا حتي به عقايد و آرمان‌ها به جاي خودخواهي و حفظ همه چيز براي خود است. در اين تعريف عشق فراتر از انسان‌ها رفته و ممكن است انسان عاشق يك آرمان يا عقيده باشد.

وقتي صحبت از عشق و دوست داشتن مي‌شود يعني دو نفر به طرف هم جذب مي‌شوند. جذب افراد به هم داراي جنبه‌هايي است كه هر چه در انسان‌ها بيشتر باشد احتمال جذب شدن آنها به هم بيشتر خواهد بود.

اول، جذابيت جسماني: دو فرد بايد براي هم جذابيت ظاهري داشته باشند كه اين جذابيت لزوما زيبايي نيست، ممكن است فردي كه زيبا نيست به دل فردي بنشيند و به اصطلاح دلنشين باشد. انسان‌ها به افرادي كه برايشان جذابيت جسماني دارند بدون اين‌كه اطلاعات ديگري از آنها داشته باشند، ويژگي‌هاي مثبت‌تري را نسبت مي‌دهند و بيشتر به سمت آنها جذب مي‌شوند.

دوم، مجاورت: انسان‌هايي كه در يك منطقه زندگي مي‌كنند، احتمال اين‌كه به هم علاقه‌مند شوند بيشتر است. اشتراك در محل زندگي، محل تحصيل، محل كار با تعداد ديدارها و برخوردها و امكان علاقه‌مند شدن رابطه مستقيم دارند. البته امروز با وجود اينترنت و… اين جنبه تحت‌تاثير قرار گرفته است اما با اين حال بازهم از جنبه‌هاي جذابيت محسوب مي‌شود.

سوم، شباهت: هرچه انسان‌ها از لحاظ جسمي، عاطفي، اخلاقي، عقيدتي، هوشي، فرهنگي و… شباهت‌هاي زيادي بهم داشته باشند به احتمال بيشتري جذب همديگر خواهند شد.

جنبه‌هاي ديگري نيز نظير باكفايتي، باهوشي، جايگاه اجتماعي و تحصيلات بالا، طي كردن اوقات خوش با هم، داشتن مهارت‌هاي شنيدن، محبوبيت و دلنشيني و گاهي متفاوت بودن هم مي‌تواند در جذابيت‌تاثير داشته باشد.

عشق ويژگي‌هايي دارد كه در همه مشترك است که عبارتند از:

1ـ دلبستگي و نياز به يكديگر (زندگي بدون او برايم سخت است).

2- اهميت داشتن (حاضرم هر كاري برايش انجام دهم).

3 ـ ايجاد تحمل براي خطاهاي يكديگر (با اين كه از كارش ناراحت شدم اما چون عاشقش هستم او را مي‌بخشم).

4ـ اعتماد و امنيت به‌طوري كه مي‌تواند رازهايش را براي او بگويد (من هر حرفي را به او مي‌گويم و در كنارش احساس امنيت مي‌كنم).

اينها ويژگي‌هايي است كه وقتي عاشق مي‌شويم در ما ايجاد مي‌شود. اما به غير از اين ويژگي‌ها عاشق شدن در ما احساس‌هاي مثبت و منفي نيز ايجاد مي‌كند كه مي‌توان احساس‌هاي مثبت را مانند شادي و شور و نشاط كه معمولا در اوايل عاشق شدن اتفاق مي‌افتد، تجربه كرد و احساس‌هاي منفي نيز مثل دلتنگي و بي‌قراري و عدم تمركز بر كار و درس و… گاهي نيز احساس‌هاي دوسوگرا و متناقض مثل عشق و نفرت كه بيشتر در زن‌ها پيش مي‌آيد اتفاق مي‌افتند.

معمولا افراد عشقشان را به اين اشكال به هم ابراز مي‌كنند؛ ابراز محبت، تبادل پاداش‌ها و كارهايي كه براي هم مي‌كنند، حمايت‌هاي عاطفي و اخلاقي و صبر و تحمل در قبال كارهاي ناخوشايند طرف مقابل. با اين حال با توجه به معاني و تعابيري كه ما از عشق داريم، مي‌توانيم با اين خطرات نيز مواجه شويم كه شامل هوس، درگير شدن با فرد نامتناسب، نديدن عيوب، ماجراجويي، تبديل كردن رابطه به يك درام و ادامه دادن رابطه به رغم بدرفتاري‌هاي طرف مقابل مي‌شود.

منبع خبر : http://www.isna.ir